محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

52

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

در پاسخ اين پرسش ، سه نظر عمده در ميان مسلمانان ، وجود دارد : 1 . پيامبر ( ص ) چيزى نخواند و چيزى ننوشت « 135 » . 2 . پيامبر اسلام ( ص ) ، پيش از بعثت ، چيزى نخوانده و ننوشته بود . پس از بر انگيخته شدن به پيامبرى و نزول قرآن ، خواندن و نوشتن مىدانست ، ولى به دست خود ، چيزى ننوشت « 136 » . پيامبر ( ص ) همهء آنچه را كه بايد نوشته مىشد ، مانند بسيارى از بزرگان تاريخ ، به دبيران و كاتبان خود ، املا مىكرد و آنان مىنوشتند « 137 » . 3 . پيامبر ، نوشتن خوب نمىدانست ، ولى در پيمان صلح حديبيه ، پيمان‌نامه را ، او به دست خود نوشت « 138 » . نوشته‌هاى كتب تفاسير در تفسير آيه 48 سورهء عنكبوت : « وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ . . . » ، و نيز كتب تاريخ و اخبار ، نظر شمارهء 2 را تأييد مىكنند ، بدين معنى كه پيامبر ( ص ) پس از بعثت ، نوشته‌ها را مىخواند ولى به دست خود ، چيزى نمىنوشت « 139 » . 4 . تنى چند از مفسران ، به ويژه مفسّران شيعه ، در پاسخ پرسش بالا ، دودل‌اند و پاسخ روشنى براى اين مسأله نيافته‌اند . علم الهدى سيّد مرتضى ، شيخ طوسى و از معاصران ، علّامه طباطبايى ، از آن جمله‌اند . سيد مرتضى در اين باره مىگويد : از اين آيه ( عنكبوت / 48 ) ، چنين بر مىآيد كه پيامبر اسلام ( ص ) پيش از بعثت خود ، خواندن و نوشتن را به خوبى نمىدانسته ، ولى پس از پيامبرى ، مىتوانيم بگوييم كه وى ، با نوشتن و خواندن ، آشنا بوده يا نبوده است ؛ ولى بدون امكان اظهار نظر قطعى دربارهء هيچ يك از دو حالت « 140 » . شيخ طوسى در تفسير آيه بالا ، نخست ، نظر كسانى را كه گفته‌اند : از اين آيه چنين بر مىآيد كه پيامبر اسلام ( ص ) ، با نوشتن ، به خوبى آشنا نبوده ، نادرست مىداند و مىگويد : آنچه از آيه به دست مىآيد اين است كه پيامبر ( ص ) ، چيزى ننوشته بوده است . ممكن است ، هم كسى كه نوشتن خوب

--> ( 135 ) . العقد الفريد ، ابن عبد ربّه 4 / 245 ؛ مجمع البيان 4 / 287 ؛ آيه 48 / عنكبوت ؛ مقدّمهء ابن خلدون ص 419 ؛ النّبىّ الأمّيّ ، مرتضى مطهّرى صص 6 ، 7 ، 9 ، 18 ، 43 ؛ مجموعة الوثائق السّياسيّة ( ش 3 / الف ) ؛ مكاتيب الرسول ص 19 . ( 136 ) . الفائق ، زمخشرى 1 / 205 ؛ التّراتيب الإداريّة ، كتّانى 1 / 173 ؛ مكاتيب الرسول ص 20 . ( 137 ) . مكاتيب الرسول ص 17 . ( 138 ) . طبقات ابن سعد 1 / 2 ص 74 ؛ كتاب الأموال ، ابو عبيد ( ش 443 ) ؛ كشف الأسرار ميبدى 7 / 404 ؛ مكاتيب الرسول ص 19 ( به نقل از الدّرّ المنثور ، سيوطى ؛ نيز به نقل از العلل صدوق ص 120 - 118 ) . ( 139 ) . السّيرة النّبويّة ، ابن هشام 2 / 186 - 185 ؛ تاريخ الطّبرى ، 3 / 1147 ؛ مكاتيب الرّسول ص 19 ( به روايت از امام صادق « ع » ) . نيز بنگريد : ثلاث رسائل ، الجاحظ ( رسالة أخلاق الكتّاب ) يوشع فنكل ص 41 ؛ المزهر ، سيوطى 2 / 351 . ( 140 ) . مجمع البيان ، طبرسى 4 / 287 .